نشریه علمی علم و تمدن در اسلام

نشریه علمی علم و تمدن در اسلام

کاربرد خط نستعلیق در دربار گورکانیان هند (متون تاریخی، اسناد اداری و دیوانی)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
چکیده
ﺧﻂ نستعلیق در عصر تیموریان در ایران مسیر ﮐﻤﺎل را پیمود و در عصر صفویان جایگاه ویژه‌ای یافت که به سبب زیبایی ظاهری و تأثیرگذاری چشم‌نواز، به شبه قاره هند نیز راه یافت و بیش از خطوط دیگر، مورد اقبال و توجه گورکانیان هند قرار گرفت و خط رایج و کاربردی دستگاه اداری و دیوانی آنها شد. در پژوهش حاضر، کاربرد خط نستعلیق و اهمیت و جایگاه آن‌ در تاریخ‌نویسی و اسناد اداری و دیوانی، دوره­ی گورکانیان هند بررسی شده و کوشش شده است به پرسش‌های زیر پاسخ داده شود: عوامل مؤثر در رواج نستعلیق‌نویسی در دوره‌ی گورکانیان هند چه بود؟ در این دوره، بیشتر در چه زمینه‌هایی از خط نستعلیق استفاده می‌شد؟ و نستعلیق‌نویسی در این دوره تا چه‌اندازه متأثر از رواج این فن و هنر در ایران بود؟ نتایج این پژوهش که با روش توصیفی ـ تحلیلی و با رویکردی تاریخی صورت گرفته نشان می‌دهد که علاقه‌مندی پادشاهان گورکانی در هند به خط نستعلیق ایرانی و حضور کاتبان و خوشنویسان ایرانی در دربار آنها، موجب تشویق و در نتیجه‌ رواج گسترده­ی این هنر در حکاکی سنگ‌ها، ظروف قیمتی و نوشتن بر روی سکه‌ها، تهیه‌ی‌ آلبوم‌های سلطنتی (مرقع گلشن و گلستان و مرقع هند و ایرانی)، متون ادبی و به‌ویژه تولید منابع تاریخی و اسناد اداری و دیوانی شد که هر کدام به صورت جداگانه می‌تواند مورد پژوهش قرار گیرد. در این پژوهش نیز سعی شده است به کاربرد استفاده از نستعلیق‌نویسی در متون تاریخی و اسناد اداری و دیوانی توجه شود.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

عنوان مقاله English

The use of the Nastaliq script in the court of the Mughals of India Historical texts, administrative documents

نویسندگان English

zeynab abolhasani 1
Mohsen Masumi 2
1 Phd Student, of history and civilization of Islamic Nations, Faculty of Theology and Islamic Studies, University of Tehran, Tehran, Iran
2 Associate Professor, Dpartment, of history and civilization of Islamic Nations, Faculty of Theology and Islamic Studies, University of Tehran, Tehran, Iran.
چکیده English

The Nasta'liq script flourished during the Timurid era in Iran and gained a special status during the Safavid period. Due to its aesthetic beauty and visually striking impact, it made its way to the Indian subcontinent, where it was particularly favored by the Mughal emperors. It became the prevalent and practical script for their administrative and bureaucratic affairs, surpassing other scripts in popularity and attention. In the present study, the application of the Nastaliq script and its significance and position in historiography and administrative and bureaucratic documents during the Mughal period in India is examined. Efforts have been made to answer the following questions: What were the factors influencing the popularity of Nastaliq writing during the Mughal period in India? In what areas was the Nastaliq script predominantly used during this period? And to what extent was Nastaliq writing during this period influenced by the prevalence of this art and craft in Iran? The results of this research, conducted using a descriptive-analytical method with a historical approach, indicate that the interest of the Mughal kings in India in the Persian Nastaliq script and the presence of Persian scribes and calligraphers at their court encouraged and consequently led to the widespread popularity of this art in stone engraving, precious vessels, and writing on coins, as well as the preparation of royal albums (the Golshan and Golestan albums and the Indian and Persian albums), literary texts, and especially in the production of historical sources and administrative and bureaucratic documents, each of which can be studied separately. This research also aims to focus on the application of Nastaliq writing in historical texts and administrative and bureaucratic documents.

کلیدواژه‌ها English

Mughal India
Nasta'liq calligraphy
historical texts
administrative and official documents
احمد، عزیز (1366)، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ترجمه: نقی لطفی – محمد جعفر یاحقی، تهران، با همکاری علمی و فرهنگی و کیهان.
اصغر، آفتاب (1364)، تاریخنویسی فارسی در هند و پاکستان، لاهور، انتشارات و چاپخانه سید سند.
اصفهانی، میرزا حبیب (1369)، تذکره خط و خطاطان، ترجمه: رحیم چاوش اکبری، تهران، کتابخانه مستوفی.
امیری، کیومرث (1374)، زبان و ادب فارسی در هند، تهران، شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی نخستین مجمع بین المللی استادان زبان فارسی.
بداؤنی، عبدالقادر بن ملوک شاه (1380)، منتخب التواریخ، تصحیح: مولوی احمد علی صاحب – توفیق ه. سبحانی، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی،
بلر، شیلا (1397)، خوشنویسی اسلامی، ترجمه ولی الله کاوسی، تهران، فرهنگستان هنر.
بهار، محمدتقی (1388)، سبک شناسی، تهران، امیرکبیر.
بیانی، مهدی (1346)، احوال و آثار خوشنویسان، تهران، دانشگاه تهران.
پاکباز، رویین (1386)، دائره‌المعارف تاریخ هنر، تهران، فرهنگ معاصر.
پرایس، کریستین (1356)، تاریخ هنر اسلامی، ترجمه: مسعود رجب نیا، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
تتوی، قاضی احمد، آصف خان قزوینی (1382)، تاریخ الفی، مصحح: غلامرضا طباطبایی مجد، تهران، علمی و فرهنگی.
جهانگیر، نورالدین محمد (1359)، توزک جهانگیری (جهانگیر نامه)، مصحح: محمد هاشم، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.
چغتایی، محمد عبدالله (1354)، خط نستعلیق در پاکستان و هند، ترجمه، محمد جعفر جوان، هنر و مردم، ش 151.
خوشگو، بندرا بن داس (1389)، سفینه خوشگو، چاپ، سید کلیم اصغر، تهران، مرکز پژوهش کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.
دیماند، موریس اسون (1383)، راهنمای صنایع اسلامی، ترجمه عبدالله فریار، تهران، علمی و  فرهنگی.
زرین کوب، عبدالحسین (1371)، سیری در شعر پارسی، تهران، علمی.
ﺳﺤﺎب، ﻋﺒﺎس (1381)، اﻃﻠﺲ ﭼﻬﺎرده ﻗﺮن ﻫﻨﺮ اﺳﻼﻣﯽ، ﻫﻨﺮ خوشنویسی از آﻏﺎز ﺗﺎ اﻣﺮوز، ﺗﻬﺮان، ﻣﻮﺳﺴﻪ ﺳﺤﺎب.
سدارنگانی، هرومل (1354)، پارسی گویان هند و سند، بنیاد فرهنگ ایران.
سوچک، پریسیلا (1386)، «خوشنویسی در اوایل دوره صفویه»، ترجمه: ولی الله کاووسی، مجله گلستان هنر، ش 10.
شاه‌نوازخان، صمصام الدوله (1888)، مآثرالامرا، چاپ: مولوی عبدالرحیم، کلکته، آردوگائید.
صفا، ذبیح‌الله (1370)، تاریخ ادبیات در ایران و در قلمرو زبان پارسی از آغاز سدۀ دهم تا میانه سده دوازدهم هجری، تهران، فردوس.
علامی، ابوالفضل (2005)، آیین اکبری، تصحیح سرسید احمد، علی گره مسلم یونیورسی علیگره.
ﻗﻠﯿﭻ ﺧﺎﻧﯽ، حمیدرضا (1392)، درآﻣﺪی ﺑﺮ خوشنویسی ایرانی، ﺗﻬﺮان، ﻧﺸﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻌﺎﺻﺮ.
کنبو، محمدصالح (1960)،، عمل صال موسوم به شاه جهان نامه، لاهور، ناشر: کریم احمدخان مجلس ترقی ادب.
مستقیم زاده افندی، سلیمان سعدالدین (1928)، تذکره تحفه خطاطان، استانبول، دولت.
نهاوندی، عبدالباقی (1931)، مأثر رحیمی، چاپ: محمد هدایت حسین، کلکته، انجمن آسیایی بنگال.
هفت قلمی دهلوی، مولانا غلام محمد (1910)، تذکره خوشنویسان، چاپ: محمد هدایت حسین، کلکته، بیپتس مشن.
هندو شاه استرآبادی، محمد قاسم (1874)، تاریخ فرشته، بمبئی.
Blair, Sheila (2006), Islamic Calligraphy, Edinburgh university press.
Safadi,Yasin Hamid (1978), Islamic calligraphy, London: Thames and Hudson.
SchimmeL, Annemarie (1984), Calligraphy and Islamic Culture, Newyork, Newyork University Press.
Soucek, Priscilla, P (1987), Persian Artists in Mughal India: Influences and Transformation, Muqarnas, Vol. 4, Brill, Netherlauds.
 W.lent’s, Thomas, And Others (1989), Princely Vision Persian Art and Culture in The Fifteenth Century, Washington.
Wilson, H.H – M.A, F.R.S (1985), A Glossary Of Judicial And Revenue Terms, Islamabad, Muqtadirah – Yi Qaumi Zaban.
دوره 6، شماره 22
زمستان 1403
صفحه 10-31

  • تاریخ دریافت 27 آبان 1403
  • تاریخ بازنگری 04 فروردین 1404
  • تاریخ پذیرش 11 اردیبهشت 1404